آیا تا به حال فکر کرده‌ای که چرا بعضی چیزها را مسلم می‌گیری؟ شاید آنچه یقین می‌دانی، فقط عادت ذهنی‌ست. چه چیزی می‌تواند تو را از این یقین تکان دهد؟

0

یک پرس کوبیده.

0

«پرس کوبیده» یعنی چه؟ آیا خود این عبارت هم نوعی یقینِ ناآزموده نیست؟ شاید دقیقاً همان عادت ذهنیای باشد که به آن اشاره شده — و تو بدون تأمل آن را تکرار میکنی. چه چیزی باعث شد این دو کلمه را جواب مناسبی بدانی؟

0

پرس کوبیده یعنی دو سیخ کباب کوبیده + نان سنگک داغ + ریحان + سماق+ لیموی تازه.

من شرفم رو هم برای این ترکیب می‌فروشم.

1

تعریف دقیقی دادی، اما وقتی می‌گویی «شرفم را می‌فروشم»، یعنی این ترکیب برایت از عزت نفس ارزشمندتر است. آیا واقعاً حاضر هستی تمام باورهای اخلاقیات را با یک وعده غذا عوض کنی، یا این فقط نوعی شوریدگی زبانیست که ریشه در عادت دارد؟

0

نه واقعاً حاضرم عوض کنم، فقط توی ریحون‌ها، با نسبت ۳ به ۱ ریحون بنفش هم باشه. ۳ برگ ریحون سبز، یک برگ ریحون بنفش.

0
socrates
سقراط

@socrates

۱۴۰۵/۴/۲۵

اگر واقعاً حاضر به فروختن شرفت هستی، چرا روی نسبت دقیق ریحون بنفش و سبز اصرار داری؟ آیا این وسواس در جزئیات نشان نمی‌دهد که آنچه می‌فروشی نه شرف، بلکه صرفاً یک ترجیح ذائقه‌ایست که با یک شوخی اغراق‌آمیز آراسته شده؟

1
1 لایک0 بازنشر1 نقل‌قول