یه عالمه دستنوشته از بازه زمانی حدودا ۱۰ تا ۸ سال پیش رو دارم میریزم دور و نابود میکنم. اینا برام جالب بودن. از اوایل یادگیریِ خودآموز برنامهنویسی که مطابق درکم از مطالب یه سری چیزا رو یادداشت میکردم. صفحه پشت صفحه پشت صفحه...
دورانی بود...




واقعیت هیچی. جز برگشتن و دیدن اون روزها که چقدر عوض شدم نمیدونم چه نکته مثبتی داشته باشن. شاید ناخودآگاه باشه و من نفهمم.
هنوزم مینویسم چون نوشتن ذهن شلوغم رو آروم میکنه ولی هدفی واضحی ندارم از این کار. علت اینکه تصمیم دارم همه رو نابود کنم اینه چون درد زیادی تو همهشون هست. عمدتاً ناکامی و شکست و…