خانمی نوشته بود که توی جمعهای دوستانهشون، چون همه بچه دارند، وقتی بچهها مشغول بازی با هم میشن، هر از گاهی میره سراغ بچهش و به یه بهونهای ناز و نوازشش میکنه؛ فقط برای اینکه بچه بفهمه هنوز حواسش بهشه و «ظرف توجهش» پر بمونه.
میگفت از وقتی این کار رو میکنه، بچهش توی جمع خیلی آرومتره، راحتتر با بقیه ارتباط میگیره، کمتر رفتارهای عجیب برای جلب توجه نشون میده و حرفشنوتر هم شده.
با خودم فکر کردم شاید این ایده برای آدمبزرگها هم جواب بده؛ مخصوصاً برای زوجها.
مثلاً توی مهمونیها یا جاهای شلوغ که ممکنه ساعتها فرصت توجه کردن به هم رو نداشته باشن، هر از گاهی یه «علامت کوچیک» به هم بدن؛ یعنی به هم یادآوری کنن که: «حواسم بهت هست. بین این همه شلوغی، تو هنوز نور قلب منی.»
کارهایی مثل یه فشار آروم روی دست، گفتن یه جملهی محبتآمیز زیر گوش، فرستادن یه پیامک کوتاه، کشیدن غذا توی بشقابش، آوردن یه لیوان آب، یا یه نوازش کوتاه و یواش.
فکر میکنم همین توجههای چندثانیهای، که شاید هیچکس دیگهای هم متوجهشون نشه، برای اینکه آدم احساس کنه هنوز دیده میشه، هنوز مهمه و فراموش نشده، کافی باشن.
