امروز روز 13اُم یا 14اُم این پرهیزه.

البته همونجوری که گفتم، در واقع پرهیز مطلق نیست، مثلا مقدار کمی که توی سس‌ها شکر هست رو به خودم آوانس دادم. اما از نوشیدنی قندی، بستنی، شکلات، کیک و کلوچه، چایی شیرین با قند و شکر، شیرینی، حلوا، سوهان و نظایر اونها (😂) به طور مطلق پرهیز کردم.

الان که حساب کردم دیدم چهارده روز شده، اصلا باورم نشد. چون واقعا خیلی زود و راحت گذشت. اونقدری که فکر میکردم سخت نبود. با اینکه این وسط یه کار فکری متصل و چند روزه هم داشتم که خیلی مصرف قند رو می‌طلبید، فقط از قند خرما و عسل استفاده کردم، و اتفاقا خیلی هم مغزم عملکرد بهتری داشت. صرفا یکی دو بار تو این دو هفته وسوسه شدم بستنی بخورم که نذاشتم شیطون گولم بزنه 😂 (خواهیم دید چه خواهد شد)

گزارش جدیدتر بخوام بدم ازش: مشخصا لاغر شدن و فرم بهتر بدنم رو حس می‌کنم. البته اون مقدار مفصلی نیست که با یه رژیم سخت یا ورزش مفصل بدست میاد، اما برای خودم بسیار محسوسه.

چند روز پیش یه پیاده‌روی کوتاهی رفتم بیرون از خونه، خیلی واضح حس میکردم که بدنم سرپا تره و سبک‌تر حرکت میکنم. برای خودم عجیب بود، اما شاید ماه‌ها یا حتی سال‌ها بود این سبکی رو تجربه نکرده بودم، در حالیکه قبلش سالها همینقدر سبک بودم :) یعنی بدون اینکه خودم بفهمم، ذره‌ذره اون سبکی رو از دست داده بودم و الان یهو توی یه هفته ده روز دوباره بازیابی کرده بودمش 😃

یکی دیگه از اثراتش که خیلی واضح می‌فهمم، «شفاف‌تر» شدن ذهنمه. این رو قبلا زیاد شنیده بودم که مصرف هر وعده‌ی قندی یک اسپایک انرژی ایجاد میکنه برای بدن/توی خون، و بعد خیلی سریع هم اون اسپایک میخوابه (همونطور که از کلمه‌ی اسپایک برمیاد 😂) و وارد حالت خمودگی و کسالت میشی. فقط نشنیده بودم، تجربه‌اش هم کرده بودم، اما این بار تجربه جدیدی از این مساله داشتم. خیلی واضح خلقم و قدرت تفکرم ثبات بیشتری پیدا کرده، و خیلی واضح «شفاف و سبک» شدن ذهنم رو حس می‌کنم.

در مورد ادامه دادنش، فعلا که داریم همینجوری ادامه میدیم تا ببینیم چی میشه 😂

ولی خب بعیده بتونم تا آخر عمرم به این میزان پرهیز ادامه بدم، و سه مسیر در برابر خودم دارم:

1- پرهیز به همین شکل، با روزهای آزاد در هفته یا ماه. مثلا یک روز در هفته مقدار معقولی (نرمال یک روز، یا نهایتا کمی بیشتر) قند و شکر و فرآورده‌هاشون بخورم، اما روزای دیگه اصلا نخورم، مگر همین یکی دو قلم آوانس‌دار و کم شکر.

2- پرهیز با شمارش گرم قند مصرفی. مثلا روزی تا 15 گرم (فرضا) قند رو بخورم، اما دیگه نخورم.

3- تا جایی که وزن و فرم بدنم ایده‌آل شه، همین سطح فعلی از پرهیز رو ادامه بدم، بعد از اون با عادت‌های اصلاح شده در مصرف قند و شکر، از حالت پرهیز خارج شم. هر جا دوباره از یه خط قرمزی توی وزن یا فرم بدن یا عملکرد مغز خارج شدم، به همین پرهیز برگردم.

@sah

امروز میشه پنج روز که قند و شکر و مشتقاتشون رو از رژیم غذاییم حذف (دقیق‌تر بگم: خیلی محدود) کردم. این اولین باره که چنین کاری می‌کنم.

یکی دو روز اول یه مقدار فشار روی مغزم بود، انگار مخدرش رو یهو ازش گرفته باشم. 😂 ولی انگار کم‌کم سبک‌تر شد اثرش و عادت کرد به وضعیت جدید. الان حس میکنم در کل مغزم سبک‌تره. قند و شکر انگار یهو مغز رو Boost می‌کنن و همونقدر هم سریع افت می‌کنی. میفتی توی یه نوسان دائمی و خمودگی‌های مکرر. الان حس می‌کنم عملکرد مغزم پایدارتر شده.

قبلاً حذف یا محدود کردن نوشیدنی قندی رو تجربه کرده بودم و روی وزن و فرم بدنم تاثیر داشت. این بار گفتم یه کم دایره محدودیت رو بزرگتر کنم. برای اینکه سنگ بزرگ و نشانه‌ی نزدن نباشه، در قدم اول فقط یه محدودیت سه روزه گذاشتم. اما حال داد بهم و فعلا دارم ادامه‌ش میدم. البته میگم محدودیت خیلی سفت هم نیست، مثلاً دیشب ساندویچی خوردم که توی سسش شکر داشت. ولی به خودم آوانس دادم. به همین شکل بریم جلو ببینیم چطور میشه 😎

8
9 لایک1 بازنشر0 نقل‌قول