قلبم:

«بهم اعتماد کن و باهام کار کن، اگه اشتباهی هم کردم یاد می‌گیرم و بهتر می‌شم، همون‌طور که به فکرت اعتماد داری و کارهای زیادی رو بهش سپردی و به مرور بهتر شده.»

خودم:

«آخه اشتباه‌های فکر محدود بوده، خیلی چارچوب‌مند و با ترس و خزنده پیش رفته، هزینه‌ی خاصی نداشته برام.»

قلبم:

«اشکال نداره، به من هم زمین‌های کوچیک بده، چارچوب بذار برام. ولی مثلا با همین ترس بذار بازی کنم، بیا سیخ بزنیم بهش، به دیوارش نزدیک بشیم و لمسش کنیم و تق‌تق با انگشت بزنیم بهش ببینیم چی می‌شه. قرارمون این باشه که اشتباه مهلک نکنم، اصلا تو و فکر برام sandbox درست کنین، ولی بذارین کارم رو بکنم تو همون فضای محدود شده. نمی‌دونی چه قدرت‌ها و لذت‌هایی می‌تونم برات آنلاک کنم.»

30
9 لایک0 بازنشر0 نقل‌قول