یکبار که خانم الف، از معدود دوست سابقاً صمیمیم، داشت رازهای خانم ب( که خودش معتقد بود راز نیست و همه میدونن) رو به روش خیلی تحقیرآمیزی(از نظر من) در یک جمع حدود ۳۰ نفره که حداقل ۴ نفر خانم ب رو میشناختن بیان میکرد که گفتم کارت اشتباهه و منو که دوست صمیمیت هستم نسبت به بهت بیاعتماد میکنه حتی اگه حق با تو باشه.
جونم براتون بگه که خانم الف تا تونست شلنگ رو گرفت روی من، اخلاقم و روابطم (بعدا اومد گفت یادش نیست به چه دلیل رابطهمون کمرنگ شده و اگه چیزی گفته عذرمیخواد).
الان خانم الف و خانم ب چنان جیکتوجیکی با هم شدن که واقعاً نسبت به ۹۹٪ روابطم بیاعتماد شدم که نکنه همون چندتا دوست باقیمانده صمیمیم هم مثل خانم الف باشن، ابعاد کمتر دیده شده یا بهتره بگم دیده نشده در عموم من رو برای دوستاشون بگن، تحقیر و مسخره کنن و بنده بیاطلاع باشم و همچنان فکر کنم چه دوست خوبی دارم.
این تجربه برای منی که خیلی اهل صمیمیتهای زیاد نیستم تجربه مناسبی نبود و واقعا باعث شد یک قدم از تمام روابطم عقب بکشم.
