
@zahra_n74
بیگانه با هر آنچه که ، رنگ ادا دارد ...
الانو نبین نویسایی ها از زندگی و چالش هاش ، فلسفه و جامعه و هوش مصنوعی و میلیون ها موضوع حرف میزنند و جمعه ها هم میزنن به خواب ، یه زمانی همه شون تا حوالی این ساعت پای برنامه فیتیله میشستن و با عموقناد یه برنامه ببینیم تمرین میکردن🪼
امروز داداشم گوشیش رو گرفت سمتم و یه فیلمی دیدم مردی با یه من ریش و صورت تکیده و تا قسمتی آفتاب سوخته ، زیر بارون روی سنگ بزرگی نشسته و داره حرف میزنه
میپرسم این کیه ؟
جواب میده : بلاگره ...
زهرمار هم ترند بشه و مردم بخورن و دیگه مطمئن بشم امیدی بهشون نیست
پ ن : درصد کشندگیش زیر صفر باشه البته ...🪼
حالا ان شاءالله بچه دار که شدید ، سوپرایز واقعی اونجا خودشو نشون میده 😄😄😄
پ ن : معمولا آشپزخونه بیشترین جاییه که باهاش تعامل داریم و هی باید سابیده بشه ، کار خونه باید تقسیم وظایف بشه یعنی اساسش همینه ، من یادمه پدرم همیشه تو کار خونه کمک حال مادرم بود تا همین الانشم همینه ، مثلا لباس هاشو هیچ وقت…
من روی اینکه همه جای خونه همزمان تمیز و مرتب باشه خیلی حساسم و خب هیچ وقت این اتفاق نمیفته و یه جا بالاخره نامرتبه. و این باعث میشه هم سعادتم کاملاً مخدوش بشه و هم تمرکزم رو برای انجام کارای شخصیم از دست بدم. مدام دارم کارای تکراری میکنم و هر کدوم که تموم میشه، اون یکی به مرحله تکرار میرسه. بلای جونم هم لباسه. اینکه حواسم باشه سبد رخت چرکا کی پر میشه که لباسشویی روشن کنم، ریختنشون تو لباسشویی، بعداً جمع کردن و تا کردن و تو کشو گذاشتن، یا تفکیک لباسهایی که قراره تو کمد آویزون بشن و بدتر از همه لباسایی که به اتو نیاز دارن. اتو دشمن شماره ۱ من در خانهداریه. بعد هم باید حواسم باشه هر دو سه ماهی یک بار کل کمد رو مرتب کنم و جلوی چشمم نامرتب شدنش رو در دو سه روز ببینم.
عمر تمیزی آشپزخونه کوتاهترینه. تمام سطوح رو میسابم و همه چی برق میزنه. بعد چند ساعتی میرم سراغ کارم و میام میبینم لک آب روی سطوحه (لک آب دشمن شماره ۲ من در خانهداریه)، یا یه چیزی یه جا ریخته، یا توستر کجه و سیمش اون طور که دوست دارم پشتش پنهان نیست، یا مثلاً سینک پر از ظرفه چون همه مثل من دیوونه نیستن و صبر میکنن پرتر بشه تا همه رو با هم بشورن ولی من نمیتونم باهاش کنار بیام و کل روزم خراب میشه.
گاهی فکر میکنم خوبه که ۵-۶ روز در هفته از صبح خیلی خیلی زود از خونه برم بیرون و تا شب بیرون بمونم مثلاً تو کتابخونهای چیزی که خونه و متعلقاتش جلوی چشمم نباشه. فکر میکنم ۵۰-۶۰ درصد توانم داره صرف خانهداری میشه و با بقیه ش هم نمیتونم تو دانشگاه و شغلم پیشرفت کنم. وقتی بهش فکر میکنم واقعا غمگین میشم و حس میکنم خیلی بیعرضه ام که نمیتونم خونه تمیز و مرتب و زندگی شخصی موفق رو با هم داشته باشم در حالی که همه آدما همه چیو دارن با هم هندل میکنن.
تبلیغات صدا وسیما برای ترویج حیا و عفت 😑😑😑
پ ن : نمیدونستم با کفش اسپرت قرمز هم میشه دلبری کرد و پسرا برای مزاحمت خیابونی ترغیب
یه توپ دارم قلقلیه
سرخ و سفید و آبیه
میزنم زمین هوا میره
نمیدونی تا کجا میره
من این توپو نداشتم
مشقامو خوب نوشتم
بابام بهم عیدی داد
یه توپ قلقلی داد
#بچه های فامیل
یه بخشی از احساساتم رو خدا گذاشته ان شاءالله بعد ۱۲۰ سال اون دنیا تجربه کنم ، مثل عاشق شدن ...
پدرتو بیشتر دوست داری یا مادرت ؟
یکی از بدترین ، مزخرف ترین ، رو اعصاب ترین سوالایی که تو بچگی مدام بقیه از من خجالتی میپرسیدن و من هر چقدر میگفتم : هر دو ، میگفتن نه ، کدومشون رو بیشتر ؟
اینکه همه تو نویسا به زبان انگلیسی مسلط هستند به جز خودم متاسفانه، خیلی خوبه
اینکه انگلیسی گاهی مینویسید و من حوصله ندارم برم ترجمه شو ببینم مگر جملات کوتاه خیلی بده
اما اینکه لابه لای همین جملات فارسیتون نمیتونید معادل فارسیش رو در نظر بگیرید و بنویسید ، خیلی خیلی بده
از ۲۰۰۸ طرفدار تیم ملی اسپانیا بودم و از صمیم قلبم میخوام امشب قهرمان شه ،حمایت نتانیاهوی کودک کش از تیم ملی آرژانتین در نفرتم از این تیم بی تاثیر نیست، نفرتی که در جام جهانی قطر نبود و خوشحال بودم جام رو مسی برد بالا ، اما امشب اگر آرژانتین قهرمان شه مث باخت استقلال تو دربی دردناکه
خیلیا میگن زیبایی و آرامش این مملکت از ۹۸ رفت اما برای من انگار از اسفند ۹۵ یه استارت کوچیک با رفتن افشین یداللهی خورد ، ۹۵ تا بهمنش عالی بود
تابستون ده سال پیش خواهرم کنکورش رو داده بود و ما شب های از شبکه ی سه سریال جدید سهیلی زاده رو میدیدیم و اون موقع ها هنوز سیروان خسروی برام جز صدا و ملودی هایی بود که دوست داشتم و حتی مسخره ترین آهنگش مث سوژه هات تکراریه که دوستم برام فرستاد و چنین بعد از ظهرهایی تو سال ۹۵ گوش میدادم و لذت میبردم
خیلی سخته وقتی دور و برت همه ناامیدن نسبت به وضع موجود، تو خودتو امیدوار نگه داری و زیر این همه همهمه ی یاس و و تزریق اینکه کارمون تمومه تو هی حرف خودتو تکرار کنی که تهش ما میمونیم و اونا گورشون رو گم میکنند ،خیلی سخته تو ابهامات امید داشتن اما آدمی به امید زنده است