اون روزی که از مرگ نترسم، یعنی دارم درست زندگی میکنم.
@mym
بندهٔ ایرانی خدا
یه بندهخدایی میگفت دقت دارم که پولای مشکوکی که در میارم رو خرج خوراک نکنم. لباس و اینا باهاشون میخرم.
نگاهش جالب بود :)
حالا همیشه توی صف پمپ بنزین یه نفر میومد جوراب میفروخت، الانی که لازم دارم خبری ازش نیست اصلا.
توی یک هفتهای که فیبرنوری اومده خونهمون و ویپیانام دارن روش کار میکنند تا من بتونم الان یوتوب رو با کیفیت 1080 ببینم، فهمیدم که زندگی چه وجوه جذابی داشته و خودش رو از ما پنهون میکرده.
کاش اراده میداشتم تا بتونم تمام پیشنهادات چای بعد غروب رو رد کنم.
از هوشواره پرسیدم که چه تمرینها یا روتینهایی برای بهبود سلامت مغز و توانمندیهای شناختی معرفی میکنی. کلی مورد نام برد و توضیح داد، تهش هم گفت اگر لازم باشه فقط روی یکی کار کنی تا بیشترین اثر رو داشته باشه، اون «خواب»ـه!
از هوشواره پرسیدم که چه تمرینها یا روتینهایی برای بهبود سلامت مغز و توانمندیهای شناختی معرفی میکنی. کلی مورد نام برد و توضیح داد، تهش هم گفت اگر لازم باشه فقط روی یکی کار کنی تا بیشترین اثر رو داشته باشه، اون «خواب»ـه!
واقعا چی میشد با چهار ساعت خواب فولشارژ میشدم؟

شاید بشه تابستون و کینه طبیعت رو تحمل کرد، اما اسرائیل و متعلقات بهش رو نه.
امروز یه ساعت رفتم توییتر سرم درد گرفت.
خب مجبورید در مورد همهچیز حرف بزنین کلهپوکای وراج؟
یک از فریمهای جذاب رابطهمون اینه که در حین این که پادکست گذاشتیم و گوش میدیم، همزمان دور و بر خونه رو مرتب میکنیم، غذا میپزیم، ظرفا رو سر و سامون میدیم و حین یا بعدش هم در موردش میتونیم صحبت میکنیم.
یه مشکل بدی که دارم اینه که جز با رسم شکل نمیتونم منظورم رو به بقیه برسونم. حتما باید چهارتا نمودار و دایره بکشم تا کار در بیاد.
حتا اگر بخوام توضیح بدم هم همین اشکال رو شفاهی توضیح میدم :))
چهمیدونم، شاید عوارض تحصیل در رشتههای مهندسی باشه این.